ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
88
تاريخ گيلان ( فارسى )
چو بد كردى مباش ايمن ز آفات * كه واجب شد طبيعت را مكافات سپهر آئينهء عدل است شايد * كه هرچه آن ببيند وانمايد منادى شد جهان كان كس كه بد كرد * نه با جان كسى با جان خود كرد مگر نشنيدى از فراش اين راه * كه هركو چاه كند افتاد در چاه تاريخ كشته شدن كامران ميرزا كه يكى از شعراى آن زمان به نظم آورده ، التاريخ : چو كامران خليفه ز زشتى طالع * برون نهاد قدم از ولايت كهدم به عزم آنكه نشيند به تخت كوچسفهان * به قصد آنكه كند پاى آرزو محكم قضا چو ديد كه او لايق حكومت نيست * نوشت ايالت او را قدر به ملك عدم به خواب ديدم و تاريخ قتل او جستم * كشيد آه جگرسوز از دل پر غم بگفتم اين همه آه و ندامت از پى چيست ؟ * به گريه گفت كه از من به من رسيده ستم كه من به حاكم رشت و به حاكم گيلان * خلاف عهد نمودم جزاى آن ديدم كنون فتاده تن من به خاك كوچسفهان * به پيش حاكم گيلان نهاده است سرم « خلاف عهد و قسم « 1 » » گشته چون مرا تاريخ * تو هم نويس به ديوان « خلاف عهد و قسم »
--> ( 1 ) - خلاف عهد و قسم به حساب جمل سال 986 قمرى مىشود .